|
دندون عاریه
|
||
|
من پادشاه هفتمين سياره خوابم...شکلم شبیه مردمان این حوالی ست |
برای :جواد.نگین.صالح.مهلا.شینا.مهسان.غریب غربت تنهایی.رز سفید.غمگین ترین دختر دنیا.ساناز.ویدا.مرمر.مامان سالی.رضا.گلنار.نسرین.نیاز.آلیس.ندا.نیوشا.سعیده.مهدی.مهتیما.غریب.خانم دهقان.عسل. و همه ی دوستای دیگه.و همه ی دیگرانی که نمی شناسم.از کودک گرسنه ای که توی افریقاس تا کسایی که بهترین زندگی ها رو دارن.همینطور برای رضا .محمد ،علی رضا،احمد،علی رضا(فدای قلب مریضت بشوم)،محمد،محمد،محمد رضا،امیر حسین،رضا،مهدی،مهدی، که دلم واسشون لک زده و ...
دعا میکنم همه تون همیشه سالم و شاد باشید.
دعا می کنم همه موفق باشن
دعا می کنم همه خوشبخت باشن
دعا می کنم کسی محتاج نباشه.
دعا می کنم دنیا در صلح باشه.
دعا می کنم مامانم همیشه خوب باشه.
دعا می کنم......................
دعا می کنم قبل از مامانم بمیرم.
تو هم:
((برایم دعا کن که راحت بمیرم))
رفع ابهام:شما بدتون میاد من راحت بمیرم؟دلتون می خواد با زجر بمیرم؟نگفتم که دعا کنید همین فردا بمیرم،فقط راحت بمیرم.نه اینکه مردنم با سر له شده باد و دست قطع شده و.....(فکر مادرم باش که بخواد جنازه ام رو ببینه،پس دعا کن)
.
.
.
مگه امروز جمعه س که غروبش اینجوری بوی تو رو میده؟
راحت شدم، دیگه نمیرم
نمی دونی چقدر سخته وقتی با یکی دست میدی و زبری دستاش خط میندازه رو دستت.نمی دونی چقدر سخته وقتی می بینی عرق از صورتش مثه بارون از ابر بهار می باره.نمی دونی چقدر سخته وقتی می بینی ماسکش رو کشیده تا زیر چشاش و کلاش رو اورده تا روی چشاش که شناخته نشه و داره جوون می کنه برا یه لقمه نون.نمی دونی چقدر سخته وقتی می خوای به یکی که ۲۰-۳۰ سال از تو بزرگتره غر بزنی و دستش رو روی چشمش می ذاره و با تمام تضرع و ناچاری میگه چشم.نمی دونی وقتی دستش رو تا آرنج تو لجن فرو می کنه که یه تیکه پلاستیک رو ورداره، نمی دونی وقتی دیر اومده و تو رو روبروش می بینه چه جوری رنگ از صورتش می پره و می خواد دستتو ماچ کنه و وقت رفتنت که میشه میگه مهندس حالا یعنی یه روز کم میشه؟نمی دونی وقتی بهش میگی راضی نیستن ازت و شاید بیرونت کنن چه جوری با تموم خستگیش مثه بچه های کوچیک همه کاری می کنه که دل تو رو به دست بیاره.نمی دونی چقدر سخته![]()
![]()
.نمی دونی آدمی که چار و نیم صب از خونش زده بیرون وقتی داشته تو مغازه ی کنار خیابون صبحانه می خورده و مهندس رفته بالا سرش و گفته حق نداری دیگه صبحانه بخوری یالا پا شو برو سر کارت وقتی با بغض توی گلوش و اشک توی چشماش و غروری که نمیذاره هق هق کنه اینا رو برات تعریف می کنه چه حای به آدم دس میده.تو هیچی نمی دونی از ایناااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا .بدتر از همه ی اینا وقتی که به زور بخوان مجبورت کنن بگی کسی که از صب کار کرده و عرق ریخته ،کارش خوب نیست و باید کسر حقوق بشه.نمی دونم تو چه حالی بهت دس میده.نمی دونم شایدم به قول خواهرم خدا همه چیزو می بینه و می دونه.اما من نمی تونم قبول کنم و تحمل.ترجیح دادم آروم از دفتر بیام بیرون و برگردم خونه و.............
آهای خدا آره با خودتم مگه به جز تو خدایی دیگه هس؟اگه هس بگو اونم صدا کنم بیاد گوش کنه .نمی دونم .اگه باشه هم من نمی شناسمش.من با تو کار دارم. تویی که رحمانی،رحیمی،جباری،عادلی، تویی که حق همهی ظالما رو می ذاری کف دستشونو حق همه ی مظلوما رو می گیری با توام با توووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو دستاتو بیار جلو ببینمشون،چرا نمیری با اینا که گفتم دس بدی؟چرا ساکتی تا اونا فحشای ناموسی بشنون و برا گشنه نموندن همون ناموس نزنن تو گوش ظالما آهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای خدای بزرگ ![]()
![]()
چه جوری طاقت میاری بد مصب چه جورییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی.چرا اینا رو نشونم میدی ؟مگه کم گریه می کنم؟مگه هر غلطی که تونستم نکردم ؟کدوم دفعه بوده که خودمو ترجیح دادم؟آهای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا به منم نشون بده طاقت بیارم
دارم خفه می شممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
آهای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
جهت اطلاع :روزی ام گیر کرده بود لای بریدن روزی دیگران.
((خيلي دلم گرفته از خيليا))
سلام.نمی خواستم بنویسم.( راستش خسته ام.کلافه.بریده.و نوشتن تو همچین حالتی خیلی نمی تونه خوب باشه.ببخش از همین حالا.اگر نوشته ام کلافه و خسته و بریده بود).نمی خواستم بنویسم.بعضیها که تو این چند روزه اومدن و روزگارم رو پرسیدن یه جمله شنیدن:آدم که زورش به کسی نرسد ،خودش را می زند.نمی دونم شاید به قول بعضی از این دوستان که اومدن و گفتن خیلی لوس باشم.شایدم چون خبر ندارن این حرفو می زنن.اینو نمی گم که خودمو توجیه کرده باشم.عصری همین جور کلافه داشتم آهنگی رو که محسن چاوشی می خونه گوش می دادم.با اون صدا و سوزی که داره حتی اگه آدم خوبم و باشه و بشینه بشنوه دلش می گیره ،یه جوری می خونه ((خیلی دلم گرفته از خیلیا)) که حس می کنی همه ی آدمایی که چشم تو چشم شدن باهاش اذیتش کردن،همه ی آدمایی که چش تو چش شدن با آدم آدمو اذیت کردن.فکر کن دلت پر باشه از غصه،چشم انتظار باشی،خسته باشی،حتی کف دستات درد داشته باشه،بغض گیر کرده باشه تو گلوت و هی با چشمات بجنگی که اشک سرازیر نشه، موهای سرتو بپیچی دور انگشتتو بکشی و محسن چاوشی هم بخونه و بری علی سنتوری رو بیاری و بشینی به نگا کردن بدبختیاش و ............ تو اگه جای من بودی نمی نوشتی دلم گرفته از خیلیا؟ حالا تو لحظه ای که داری اینو می نویسی همه ی غصه هایی که تو دلت داری فیلم بشه و از جلو چشات رد شه و ...........آره دلم گرفته از خیلیا.از خیلیا نه ،از همه.حالا باید پاشم نصف شبی برم بگردم شاعرشو پیدا کنم و بشینم در خونشون که یالا بیا شعرو درستش کن، من دلم از همه گرفتهههههههههههههههههههههههه
از همه،نشده تا حالا اونقد دلتنگ بشی که عصبانیت همه ی وجودتو مچاله کنه و دلت بخواد نامرئی بشی؟من عصبانیم،ناراحتم،غصه دارم،دلتنگم،می فهمی؟دلم می خواد می تونستم برم رو اورست بایستم و جوری که همه ی دنیا بشنون داد بزنم :دلم تنگ شده و اسم همه ی اونایی که دلم می خواد تو این حال خراب ببینمشون رو میاوردم و همشون میومدن میشستن کنارم و......... رضا رو می شناسی که.نمی دونی چه جوری براش لک زدم.نمی دونی چقدر دلم می خواس اینجا بود و تند تند براش تعریف میکردم چی به روزم اومده و اون مات و مبهوت نگام می کرد و وقتی می دید گریه می کنم بی اینکه دلیلشو بدونه اونم گریه می کرد و می رفت برام آب میاورد و با چشمای خیس شیرین کاری می کرد که بخندم.می تونی بفهمی چقدر سخته دوست داشتن ادمایی که هر وقت اراده کنن نباشن؟می تونی بفهمی که یه عالمه دلت تنگ شده و یه عالمه حرف داری و نگا می کنی می بینی دور و برت کسی نیست که گوشش مشغول نباشه و میزنی بیرون میری سراغ ماه اما آه از نهادت بلند میشه وقتی می بینی اونم انگار................
بگذریم.اینم همه ی شعری که می خونه.می دونم خیلیا با این گریه می کنن.می دونم خیلیا باهاش گریه می کنن ،می دونم خیلیا حرفشون دقیقا همینه.و می دونم بعضیا هم اصلا نمی تونن باهاش رابطه بر قرار کنن.
خسته ام.کلافه.دلتنگ.
((رفیــــق من ســــنگ صبور غمهام
به دیـــــدنم بیــا کـــــه خیلی تنهام
هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم
چــــه دنـیـای رو بـــه زوالـــی دارم
مجنــــونـــــم و دل زده از لیـــلیــــا
خیــــلی دلم گرفتــــه از خـــلیـــــا
نــــــمونده از جوونــیــام نشـــونی
پیـــــــــر شـدم، پیر تو ای جوونی
تــــنهای بـــــی ســـــنگ صبـــور
خونه ی سرد و ســـــوت و کــــور
توی شـــبات ســــــتاره نـــیــــس
مــــونـدی و راه چــــــاره نــیــــس
اگر چه هــیچ کــــس نـــــیومـــــد
ســــــری بـــــه تـــنهاییت نـــــزد
اما تــــــو کـــــــوه درد بـــــــــاش
طاقت بیار و مـــــــرد بــــــــــــاش
تــــنهای بـــــی ســـــنگ صبـــور
خونه ی سرد و ســـــوت و کــــور
توی شـــبات ســــــتاره نـــیـــس
مــــونـدی و راه چــــــاره نــیــس))
همه ی پستایی رو که ورداشتم ،می ذارم سر جاشون اگه چشای دریا مماس بشه به چشای ماه.
|
|